به مناسبت اکران آرایش غلیظ؛
ما همیشه یا اکثراوقات از غلیظ بودن هرچیز چهره هایمان درهم می شود اما اینجا جایی است که ملو بودن و غلیظ نبودن چهره ها را در هم می کند بله آرایشش غلیظ است در این فیلم همه چیز غلظت دارد درست هم غلظت دارد... یک حامد بهداد غلیظ و ارضا شده دارد یک طناز طباطبایی با ناز درست و بعضا غلیظ دخترانه دارد یک آقای برقی دارد و چالش غلیظ نگاه نکردن به خانم ها و نزدیک نشدن به آنها چون برق بدنش غلظت دارد لوکیشن ها هم متعددند و فضاها و رنگ های غلیظی دارند یک حبیب رضایی به بن بست رسیده ی خوب دارد .. غلظتِ دوست داشتنِ کاراکترها هم از سوی مخاطب مدام بالا و پایین می شود بالا و پایین شدن غلظت ها هم حالی دارد... یک زوج طلایی دوست داشتنی دارد (حمید نعمت الله و هادی مقدم دوست)که غلظت ها را به طور خوش نشینی کنار هم چیده و آرایش می کنند... دیالوگ های غلیظ و چت و خل خلانه دارد قلعه پرتقالی ها دارد یک کتک کاری غلیظ دارد یک پایان متفاوت دارد که غلظت جسارتش بالاست که درک همه این غلظت ها یک نگاه غلیظِ رهای آزاد می خواهد بله چون اینجا همه چیز با غلظت معنا پیدا می کند...