نگاهی به فیلم جرم

فیلمی از مسعود کیمیایی

بازگشت قهرمان به سینما

باز هم کیمیایی خستگی ناپذیز فیلمی دیگر با مضامین همیشگی رفاقت و صداقت وچاقو و ... را روانه اکران کرد.فیلمی که به زعم برخی منتقدان فیلمی است که به دوره پر شکوه دوران فیلمسازی کیمیایی بالاخص قیصر نزدیک است و به زعم برخی هم کیمیایی با فیلم جرم یک پسرفت کامل را تجربه کرده است.همیشه فیلم های مسعود کیمیایی با این تضارب آرا در بین منتقدان روبرو بوده است.گرچه من هم با سینمای کیمیایی نمی توانم ارتباط برقرار کنم ولی این را دلیلی نمی دانم تا با تمام قوا فیلم این فیلمساز با سابقه را تا آنجا که ممکن است به باد انتقاد بگیرم.

همانطور که در بالا اشاره کردم فیلم جرم نسبت به فیلم های قبلی فیلمساز فیلم جالب توجه تری می نماید. فیلمی است که قهرمان به معنای واقعی اش دارد و این درست مصادف با برهه ای از مسائل پیش آمده در جامعه ی امروز است که مردمش احتیاج به قهرمان دارند یا شاید احتیاج به قهرمان ها دارند.و این مسئله در سینمای بی قهرمان ما یک نکته ی مثبت در فیلم جرم کیمیایی است.یکی دیگر از نکات قبل توجه جرم بازی بی نظیر حامد بهداد در این فیلم است و همچنین دیالوگ های بسیار خوب کیمیایی که به  بهداد به قدری مسلط و هضم شده این دیالوگ ها را ادا می کند که بسیار تأثیرگذار می نماید.

دیگر اینکه قهرمان این فیلم کیمیایی می خواهد آگاه باشد...می خواهد با مردم باشد...می خواهد بدون فکر کاری را نکند...وقتی که از زندان بیرون می آید عینک می زند...کیمیایی در دیالوگی که مشایخی در نقش افجه ای بیان می کند این موضوع را به قهرمانش گوشزد می کند:"ماشه رو بی فکر بکشی قاتلی...اما اگه ماشه رو از روی آگاهی بکشی آزادی پیدا میشه"

از دیگر نکات فیلم موسیقی تأثیرگذار آن است که در برخی صحنه ها به شدت پر حس و حال بود به ویژه در صحنه ای که بهداد دست خودش را در کیسه مار می کند تا صداقتش را ثابت کند با آن دیالوگ های دوست داشتنی:"دیگه ته دلت ته نگات رو من سنگین نیست"گرچه من رو ی این سکانس نقد دارم و ای کاش کیمیایی به جای این سکانس ایده ی دیگری را برای اثبات دوستی و صداقت انتخاب می کرد و ...

از نکاتی که در فیلم اصلا دوست نداشتم یا شاید یک امر سلیقه ای باشدسکانسی بود که رضا سرچشمه  تازه از زندان بیرون امده به محل زندگی همسرش می رود و به خانه ای می رود که به شکل اغراق میزو تصنعی واری پر از معتاد و یا به نوعی شیره کش خانه ای است که به نظر من از فیلمسازی که فیلم گوزن ها را ساخته است این سکانس بعید می نمود. یا سکانسی که رضا سرچشمه با خانواده اش به رستوران به قول معروف اعیونی می رود که به نظر من جزو بدترین سکانس های فیلم جرم است که باز هم از کیمیایی بعید می نمود.

با همه تفاسیر و با همه ی کاستی هایی که از نظر من به عنوان یک مخاطب سینما در این فیلم وجود داشت و شاید هم برخی از این کاستی ها سلیقه ای باشد ولی باز هم در این سینمای بی قهرمان ما و در این بلبشوی سینمایی فیلم جرم و قهرمانش رضا سرچشمه غنیمتی بود و اینکه کیمیایی همچنان و مصرانه فیلم می سازد و همچنان سینما و خط و مشی خود را حفظ کرده جای تحسین دارد و در آخر نوشته ام را با این دیالوگی که بهداد به رضا سرچشمه ی قهرمان می گوید تمام می کنم:

"درمون پای من پیش تو موندنه،بزن بریم یه جای دار و درخت دار،خیلی گرمه"!